تبليغاتX
سوق
درد دل های اهالی دهکده جهانی مک لوهان در مورد شهر تاریخی سوق
كدامیك را سوار مي‌كنيد ؟!
يك شركت بزرگ قصد استخدام تنها يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه تنها يك پرسش داشت. پرسش اين بود :

شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند.

يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را براي سوار نمودن بر گزينيد. كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را بطور كامل شرح دهيد :

پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد ....

...........

..........

........

.......

......

.....

.....

...

..

.
 
قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خاص خودش را دارد.
پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.
شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً او جان شما را نجات داده و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.
شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.

از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، تنها شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود :
سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس مي‌مانيم.

پاسخي زيبا و سرشار از متانتي كه ارائه شد گوياي بهترين پاسخ است و مسلما همه مي‌پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي‌كند. چرا؟

زيرا ما هرگز نمي‌خواهيم داشته‌ها و مزيت‌هاي خودمان را (ماشين) (قدرت) (موقعيت) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهي‌ها، محدوديت ها و مزيت‌هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم.

تحليل فوق را مي‌توانيم در يك چارچوب علمي‌تر نيز شرح دهيم: در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار مي‌گيرد.

در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديت‌هاي محيطي خود، استفاده مي‌كند و قادر نمي‌گردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند.

تفكر جانبي سعي مي‌كند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند.

در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيت‌هاي خود را ببخشيم مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم.

شايد خيلي از پاسخ‌دهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث مي‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند.

دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نمي‌كنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نمي‌گذارند. اكثريت شركت‌كنندگان خود را در اين چارچوب مي‌بينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه مي‌توانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند.
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 8:59  توسط موسی غندی | 
در صورتيكه تاريخ تولد شما در:

اول فروردين ماه باشد سياه هستيد.
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.
بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.
متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.
بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است.
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.
متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.
بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد.
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد.

——————————————————————–

قرمز
با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق…….و
اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و
بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد
قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين
همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد
همراهتان باشد
آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها
باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.

شيري رنگ
اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد
ولي هميشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت
خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد
و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي
طولاني دوستش خواهيد داشت.

نيلي
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در
انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب
مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد
دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد
پيدا كنيد.

خاكستري
جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد
و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا
ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و
نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد
روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه
بگوييد و خوش اخلاق هستيد.

سبز
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم
خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم
آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي
باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد
مورد نظرت مي مانيد.

طلائي
شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم
بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد
مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان
متمادي دوباره عاشق نمي شوي.

صورتي
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست
داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي.
داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز
مانند آنچه در قصه هاست هستيد.

زرد
شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ،
و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم

ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره
در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.

خرمائي
باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز
را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه
به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور
هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار
است فرد بهتري پيدا كنيد.

نارنجي
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه
با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها
داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي
آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و
قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان
زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.

ارغواني
اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان
نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند
غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد
دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را
فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد.

ليموئي
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت
مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي
توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه
اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.

نقره اي
خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را
بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي
آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي
ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به
كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا
پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.

سياه
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در
زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي
تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز
توام با مبارزه است و مثل همه نيست.

زيتوني
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و
دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست
است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت
نورزيد.

قهوه اي
فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به
شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به
چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ،‌ بسادگي تسليم شده آنرا رها
ميكنيد.

آبي
اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند
هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از
دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه
از قلبتان.

سرمه اي
شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه
چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد
زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان
مشكل است آنها را ببخشيد.

سفيد
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد
نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه
اين حالت شما را دوست دارند.

كبود
احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها
هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي
حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت
است و گمگشته عشق هستيد

با تشکر
العاقبه للمتقین
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 8:50  توسط موسی غندی | 

 

 روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت:

 "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ "، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: "تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است"، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: "خداوندا نمی فهمم؟!"، خداوند پاسخ داد: "ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!"

هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 9:52  توسط موسی غندی | 
 

چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد.
از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت،
خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن طرف مي برد.
ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند.
در حال مستاصل شد...
از دور بقعه امامزاده اي را ديد و گفت:
اي امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پايين بيايم.
قدري باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا كرده و خود را محكم گرفت.
گفت:
اي امام زاده خدا راضي نمي شود كه زن و بچه من بيچاره از تنگي و خواري بميرند و تو همه گله را صاحب شوي.
نصف گله را به تو مي دهم و نصفي هم براي خودم....
قدري پايين تر آمد.
وقتي كه نزديك تنه درخت رسيد گفت:
اي امام زاده نصف گله را چطور نگهداري مي كني؟
آنهار ا خودم نگهداري مي كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو مي دهم.
وقتي كمي پايين تر آمد گفت:
بالاخره چوپان هم كه بي مزد نمي شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتي باقي تنه را سُرخورد و پايش به زمين رسيد نگاهي به گنبد امامزاده انداخت و گفت:
مرد حسابي چه كشكي چه پشمي؟


ما از هول خودمان يك غلطي كرديم


غلط زيادي كه جريمه ندارد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 9:30  توسط موسی غندی | 

 

مبارك باد آمد ماه روزه مبارك باد آمد ماه روزه رهت‏خوش باد اى همراه روزه شدم بر بام تا مه را ببينم كه بودم من به جان دلخواه روزه نظر كردم كلاه از سر بيفتاد سرم را مست كرد آن ماه روزه مسلمانان سرم مست است از آن روز زهى اقبال و بخت و جاه روزه بجز اين ماه ماهى هست پنهان نهان چون ترك در خرگاه روزه بدان مه ره برد آن كس كه آيد در اين مه خوش به خرمنگاه روزه رخ چون اطلسش گر زرد گردد بپوشد خلعت از ديباى روزه دعاها اندرين مه مستجابست فلك‏ها را بدرد آه روزه چو يوسف ملك مصر عشق گيرد كسى كو صبر كرد در چاه روزه سحورى كم زن اى نطق و خمش شو ز روزه خود شوند آگاه روزه بيا اى شمس دين و فخر تبريزتو اى سر لشكر اسپاه روزه (1)

پى‏نوشت:

كليات ديوان شمس تبريزى با مقدمه بديع الزمان فروزانفر صفحه 874.

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 7:37  توسط موسی غندی | 
 
 
در زندگي چيزي مهمتر از برنده شدن فقط خودمان وجود دارد
 
مهمترين چيز در زندگي، كمك به سايرين براي برنده شدن است.
حتي اگر به قيمت آهسته تر رفتن و تغيير در نتيجه مسابقه اي باشد كه ما در آن
شركت داريم.
 
اگراين پيام را با عزيزانمان درميان بگذاريم،
شايد موفق شويم تا قلبمان را تغيير دهيم، شايد هم قلب شخص ديگري را، ...
 
”شعله يك شمع با افروختن شمع ديگري خاموش نميشود"
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 13:7  توسط موسی غندی | 

بسم الله الرحمن الرحيم

با ياری خداوند و با سلام و صلوات به انبيا بزرگوار الهی و ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين، حال كه مسوولين نظامی ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ مي‌‏باشند، صريحا اعتراف مي‌‏كنند كه ارتش اسلام به اين زودي‌‏ها هيچ پيروزی به دست نخواهند آورد و نظر به اين كه مسوولين دلسوز نظامی و سياسی نظام جمهوری اسلامی از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمي‌‏داند و با قاطعيت می گويند كه يك دهم سلاح‌‏هايی را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذارنده‌‏اند، به هيچ وجه و با هيچ قيمتی نمي‌‏شود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكی از دهها گزارش نظامی سياسی است كه بعد از شكست‌‏های اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشينی فرمانده كل نيروهای مسلح, فرمانده سپاه يكی از معدود فرماندهانی است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ مي‌‏باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌‏های شيميايی و نبود وسائل خنثي‌‏كننده آن، اينجانب با آتش بس موافقت مي‌‏نمايم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ اين تصميم تلخ به نكاتی از نامه فرمانده سپاه كه در تاريخ 67/4/2 نگاشته است، اشاره مي‌‏شود.

فرمانده مزبور نوشته است؛ تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزی نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسائلی كه در طول پنج سال به دست مي‌‏آوريم قدرت عمليات انهدامی و يا مقابله به مثل را داشته باشيم و بعد از پايان سال 71 اگر ما دارای 350 تيپ پياده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300 هواپيمای جنگی و 300 هلي‌‏كوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاحهای ليزر و اتم كه از ضرورت‌‏های جنگ در آن موقع است داشته باشيم، مي‌‏توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندی داشته باشيم.

وی مي‌‏گويد؛ قابل ذكر است كه بايد توسعه نيروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا كند.

او آورده است؛ البته آمريكا را هم بايد از خليج فارس بيرون كنيم والا موفق نخواهيم بود و اين فرمانده مهم‌‏ترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته و آورده است كه بعيد به نظر مي‌‏رسد دولت و ستاد فرماندهی كل قوا بتواند به تعهد خود عمل كنند، البته با ذكر اين مطالب مي‌‏گويد بايد باز هم جنگيد كه اين ديگر شعاری بيش نيست. نخست وزير از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زيرصفر اعلام كرده‌‏اند، مسوولين جنگ مي‌‏گويند تنها سلاح‌‏هايی را كه در شكست‌‏های اخير از دست داده‌‏ايم به اندازه تمام بودجه‌‏ای است كه برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسوولين سياسی مي‌‏گويند از آنجا كه مردم فهميده‌‏اند پيروزی سريعی به دست نمي‌‏آيد شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است. شما عزيزان از هر كس بهتر مي‌‏دانيد كه اين تصميم برای من چون زهر كشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صيانت از دين او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبروئی داشته باشيم خرج مي‌‏كنم، خداوندا!  ما برای دين تو قيام كرديم و برای دين تو جنگيديم و برای حفظ دين تو آتش‌‏بس را قبول مي‌‏كنيم.

خداوندا تو خود شاهدی كه ما لحظه‌‏ای با آمريكا و شوروی و تمامی قدرت‌‏های جهان سر سازش نداريم و سازش با ابرقدرت‌‏ها و قدرت‌‏ها را پشت كردن به اصول اسلامی خود مي‌‏دانيم.  خداوندا! در جهان شرك و كفر و نفاق، در جهان پول و قدرت و حيله و دورويی ما غريبيم، تو خود ياريمان كن.

خداوندا! در هميشه تاريخ وقتی انبيا و اوليا و علما تصميم گرفته‌‏اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آميزند و جامعه‌‏ای كه دور از فساد و تباهی تشكيل دهند، با مخالفت‌‏های ابوجهل‌‏ها و ابوسفيان‌‏های زمان خود مواجه شده‌‏اند.

خداوندا! ما فرزندان اسلام و انقلابمان را برای رضای تو قربانی كرديم، غير از تو هيچ كس را نداريم. ما را برای اجرای فرامين و قوانين خود ياری فرما.

خداوندا!  از تو مي‌‏خواهم تا هرچه زودتر شهادت را نصيبم فرمائی. گفتم جلسه‌‏ای تشكيل گردد، آتش بس را به مردم تفهيم نمايند، مواظب باشيد ممكن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صريحا مي‌‏گويم بايد تمام هم‌‏تان در توجيه اين كار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عكس‌‏العمل مي‌‏شود. شما مي‌‏دانيد كه مسوولين رده بالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و ميهن اسلامي‌‏مان چنين تصميمی گرفته‌‏اند، خدا را در نظر بگيريد و هرچه اتفاق مي‌‏افتد ازدوست بدانيد.والسلام علينا و علی عبادالله الصالحين.

روح‌‏الله الموسوی الخميني

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 15:26  توسط موسی غندی | 
از حدود سه چهار ماه قبل تصمیم گرفتم این وبلاگ را را فعال کنم . فکر کردم شاید بتوانیم با تعدادی از دوستانی که حداقل نگرش نو برای فردای بهتر سوق دارند گامی در جهت ایجاد نگرشی مثبت برداشته باشیم.

فضای انتقاد و مباحثه پذیرفتنی است اما گاهی جای نگرانی است که تعدادی از کاربران همشهری آگاهانه یا نا اگاهانه حروفی را تایپ میکنند که باعث دلخوری برخی دیگر است .( خدا کند که نا آگاهانه باشد.)

بعضی می خواهند دیگران را به بازی بگیرند . اعصاب آنها را خط خطی کنند !و... بگذریم

واقعیت این است اگر بخواهیم در مقوله پیشرفت دانش ها ی معرفتی و اجتماعی و شخصیتی کارکنیم باید بدون تعصب و با پذیرفتن واقعیت های موجود به قول دورکیم با نظر به اصل شئی انگاری اقدام کنیم ....

ادامه مطلب (ادامه از قبل)

۳- توجه به اصل خدامحوری

خدا یکی است .

این عبارت حقیقتی است که در برخی فصول زندگی مان یکی معنای تنهایی می دهد .متاسفانه تفسیر به رای های اربابان ملک سوق یعنی برخی فرزندان نسل سوم و شاید هم دوم و متاسفانه ریشه های نسل قدیم هم دستخوش فراز و نشیب های تفکر قدیمی است .

وقتی هنگام نماز همراه با آهنگ اذان به مساجد سری می زنیم می بینیم آنانکه داعیه مالکیت دارند مستاجر ملک خدایند. وهمین ها اندکند.

عید امسال که سری به همه مساجد و حسینیه ها زدم و جمعیت نمازگزار را با حدود بیست سال پیش که جمعیت شهرمان نیز کمتر بود مقایسه کردم دیدم بعضی جاها نه تنها پیشرفت نداشتیم بلکه عقب گرد هم داشتیم . شاید بعضی ها هم بگویند مگر ملاک مسجد آمدن است ...

ادامه دارد.( با عرض پوزش از اینکه نرسیدم امروز بنویسم ان شاء الله تا روز سه شنبه می نویسم.)

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 15:47  توسط موسی غندی | 
گاهی فکر می کنم چرا میان این همه آبادی در کهگیلویه سوق با وجود این همه جوانان تحصیل کرده و اساتید و معلمین خبره و شخصیت هایی که هر کدام به تنهایی برای این استان یک وزنه اند هنوز از نظر زیر ساخت های شهری مشکلات اساسی دارد.

اگر بخواهیم تحلیلی جامعه شناختی از این مساله داشته باشیم به راحتی به این نکته پی می بریم که واقعیت هایی که ملموس هم هستند هرچند بسیار تلخ اما به سادگی و با قدرت فراوان بر بام اندیشه های این نخبگان سایه افکندند .

قدری تامل در موارد زیر شاید روزنه ای بر افق نامعلوم فرزندان آینده ی سوق بگشاید.

۱- توجه به اصل وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت

در یک نگرش سطحی و بررسی کلی و مقدماتی به این نتیجه می رسیم که شهر سوق ترکیبی است از طوایف و  اقوام مختلف که همگی قابل احترام وبندگان مخلوق خدایند.در حال حاضر بیش از پانزده طایفه ی بزرگ و کوچک در این شهر زندگی می کنند .

انچه مسلم است این نکته است که باید در عین حفظ هویت قومی و فامیلی خود برای هویت خاک و سرزمین خود نیز ارزش و اهمیت قائل شویم ودر جهت ارتقای سطح عمومی زندگی خود و سایر همشهریان با تمام توان گام برداریم .و توجه کنیم که

هرچه باشد سوقی -سوقی است

 

۲- توجه به اصل بهداشت فرهنگی -فکری

نمی دانم چرا و لی هرچه بیشتر بررسی می کنم بیشتر تاسف می خورم که چرا فرهنگیان باتجربه و سابقه ی زیاد سوق که مربیان بسیار موفقی بودند و موفقیت آنها به حدی بود که شهر سوق را از نظر پذیرفته شدگان کنکور در استان زبانزد کرده بود اکنون یا گوشه ی عزلت گرفته اند یا در شهر های همجوار مشغول به کارند . در حالی که فرزندان و اقوام خودشان در میدان خطر آسیب های اجتماعی روز با ضریب خطر های مختلف روزگار سپری می کنند.

قبول کنیم که دلیل اصلی نابسامانی های جوانان فعلی از مصرف مواد مخدر و سیگار گرفته تاروابط نامشروع و غیر اخلاقی و غیر دینی و تربیت اجتماعی و...  همه از کم کاری فرهنگیان از یک طرف و سهل انکاری بزرگتران که فقط نان آبروی بزرگی خود را می خورند نشات می گیرد.امروز متاسفانه جمع کثیری از فرزندان آینده گرفتار افکار پوچ و اندیشه های غیر دینی که خواسته یا ناخواسته از افرادی که میکروب های فکری جوانان هستند می باشند.

قبول کنیم افرادی هستند که مغرضانه اندیشه های دینی جوانان را زیر سئوال می برند و با تمسخر آنان که حضور فعال در مساجد دارند فضای مسموم و غیر خدایی را در بین خیلی از جوانان حاکم کرده اند.

آگاه باشیم : زمانی که افراد هویت فرهنگی خود را از دست بدهند در هیچ کدام از ابعاد زندگی موفقیت دائمی کسب نخواهند کرد..

۳- توجه به اصل خدا محوری ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:41  توسط موسی غندی | 

حال كه قافله ي بهار از راه رسيده،

ميان آهنگ آبشاران

 نسيم محبت صله ارحام مي وزد

در ساحل درياي ديد و بازديد ها

زورقي از سلام

سلامي سبز

 از بهار پيامبر عاطفه تا صداقت محبت نوروز تقديم شما.

 

دوست ارجمند

 

اينك كه زير لواي نوراني هفدهم ربيع الاول قدم در عيد نوروز      مي نهيم ، بر خود فرض دانستم تا در بي كران الطاف الهي  به بهانه ي اين ايام، براي جناب عالي و خانواده  محترم آرزوي توفيق ، بهروزي و سالي سرشار از سر سبزي و اميد  داشته باشم.

 

                                                            موسي غندي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 15:24  توسط موسی غندی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
در این شرایط بهترین استفاده از فضای اینترنت تلاش در جهت شناسایی استعداد های فعال استان و بهره گیری از اندیشه های آن ها و فرهام نمودن زمینه تشکیل اتاق فکر های کاربردی برای تعالی فرهنگ غنی منطقه می باشد.
موسی غندی- شیراز

پیوندهای روزانه
سجاده ی عشق-موسی غندی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آرشیو موضوعی
از خودم
فرهنگی
سیاسی
دانشگاهی ها
دانش آموزان
وبلاگ نویس ها
خرافات محلی
تاریخی
اقوام
اخبار روز سوق
اداره ها و سازمان ها
اخبار استان
با نماینده مردم
پیوندهاي بچه هاي سوق
ديار فراموش نشدني -امير حمزه
يك روز باراني - سيد بلال موسوي
مارون-فضل الله ياري
انجمن اهل قلم -اميد علي نوروزي
شاعر زنده ياد اسماعيلي
پرانتز باز پرانتز بسته سيد سجاد موسوي نژاد
نوشته هاي يك طلبه -اسماعيل آذري
شهر سوق - حميد سعيدي سوق
غزل - محسن مظلومي
گروه هنري پرواز -سيد امير مهدي نوري
آسمان سوق - سيد امير مهدي نوري
آسمان آبي - صالح كريمي
آنزيم -كامران دوستكام
دانشگاهيان سوق
كاچي رضا سيدي پور
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM